محمدحسين ناصر الشريعه
116
تاريخ قم ( فارسى )
سيلهاى تاريخى كه در قم جارى شده است در سنهء يكهزار و چهل و چهار ( 1044 ) هجرى آب رودخانهء قم طغيان نموده ، سيل جميع ابنيه و عمارات دو ثلث آن شهر را خراب و ويران كرد و بيشتر باره كه بر دور آن بود خراب و ويران نمود و جمعى در اين حادثه شربت فنا نوشيدند ، و آب كه مايهء حيات كل شىء است باعث ممات جمعى حى گرديد ، چنانچه يكى از شعراء قم « 1 » قطعهاى در تاريخ آن خرابى گفته كه ماده تاريخ او اين است : « خاك قم را به باد داد اين آب » ( 1044 ) در تاريخ صفوى مسطور است كه : « در آن سال شاه صفى جميع خراج ديوان قم را بخشيد ، اكنون بعضى از خرابيهاى آن آبادى برقرار است كه در زمينهاى آن كشت و زرع مىنمايند » . و در ذيل تاريخ « عالم آراى عباسى » مىگويد : « ديگر از سوانح ملالافزاى اين سال آمدن سيل به دار المؤمنين قم و تخريب ابنيه رفيعه و استيصال مردم آن خطه منيعه بود . تبيين اين مقال و تفصيل اين اجمال آن كه رودى كه منبع آن كوهستان گلپايگان و مجراى آن صحراى پرشور نمكزار دار المؤمنين مذكور است ، و از جوار آستانهء مقدسهء مطهره منورهء معصومه سلام اللّه عليها مىگذرد ، در اكثر سالها از حدت هواى تابستان زمين آن بىآبتر از جويبار جگرتشنگان و ابر بىباران مىباشد . در اين حال چنان اتفاق افتاد كه به تردستى ابر بهار و بارش بارانهاى طوفانزا درياها بهم پيوسته ، بار عبور و مرور به مدينهء المؤمنين مذكور بستند و بدون آن كه اثرى از آن طوفان بلا و نشانى از تراكم ابر و نزول باران به سكان آن بلده و حوالى رسيده باشد غافل و ناگهان آن رود خشك لب آغاز شور و شعف نموده سيلى بىزينهار به رفتار آمد و چهار موجه آن بحر بلا به حدى انجاميد كه از چهار جانب آن بلدهء طيبه هجومآور گرديده ، قيام قيامت را بر مردم آن ولايت آشكار گردانيد ، و سفينهء حيات خرد و كلان و پير و جوان را در آن بحر طوفانزا گرفتار چهار موجه ممات گرديده ، مرور آن سيل خانه براند ، زورق زندگانى شهرى را نهنگآسا به كام فنا كشيد و باقىماندگان سيلاب فنا كه گمان دست و پائى به خود داشتند روى گريز به صحن آستانهء منوره و ساير امكنهء مرتفعه گذاشته اين معنى را حصار عافيت خود پنداشتند ، غافل از
--> ( 1 ) - گفتيم كه اين شاعر ملا عبد الرزاق لاهيجى بوده است ( د )